بغض…

*سینه مالامال درد است،ای دریغا مرهمی.

*می گریم؛به حال ایران از دست رفته ام،به حال حماقت و جهالت مردمش!

*می گریم در حسرت آزادی،عدالت،دموکراسی،آگاهی،شعور و ……

*بعضیا چه زود رنگ عوض می کنند!!

*از ماست که بر ماست.

الهی آمین….

خدایا مارا رها کن از این همه جهالت!

پاورقی:کی رنگی میشه کشور سیاه وسفیدمون؟!

حافظا…

خواهی که سخت و سست جهان بر تو بگذرد/ بگذر ز عهد سست و سخنهای سخت خویش

مهمان سرزده

آن مرد آمد.

آن مرد رفت.

پژواک:نمیدونم خاطراتشو قاب کنم به دیوار یا چال کنم؟!

لاله

DSC00858

دل ما از پی تو بهر نیاز آمده است
رو مگردان که چنین سخت به ناز آمده است
فخر مفروش بدین خلق و ببین
لاله وه چه فروتن به کویر آمده است.

از رنجی که می برم

وقتی در حال پیکار با رنجی هستم ،پیش خودم میگم:این دیگه آخریه!!ولی قصه رنجم شده مثل یه سریال نود شبی که تموم شدنی نیست و هر روز با یه قصه میاد سراغم……

بسرزنشم!!

چه تلخه سرزنشی که آدم خودشو سزاوار اون بدونه!!

گورستان دل

پیش از اینکه منو مثله و دفن کنند،خودت دفنم کن،توی دلت!

شادی

می نویسم شادی و اونقدر بهش زل می زنم که توی چشام به جای غم شادی موج بزنه!!!

نوروز شاد باد.

noroz-pctools1

زمان زبان

افعال زبانم به تحلیل رفته است؛زمان زبانم فقط به ماضی بعید و مضارع التزامی ختم میشود!!!

من…………..بودم!!
من……………بودم!!
.
.
.
.
.
کاش…………..بشوم!!
کاش……………بشوم!!
کاش
کاش
.
.
.
.

کوچ یا فرار؟!

*نمیدونی!!چقدر هوس کوچ کردن دارم!

انگاری خیلی کلاسیک شد!هوس فرار کردن دارم!

حالا بقیه به درک!!موندم که چه جوری از خودم فرار کنم؟!

اتم های وجودم دارن متلاشی میشند!!!

*چرا بوی عید نمیاد؟!دوست ندارم یه سال جدید تحویل بشه!

چقدر عاشق اسفند بودم ولی چرا دیگه نه…؟!

کوه ها

کوه ها با هم اند و تنهایند

هم چو ما،با همانِ تنهایان.

“احمد شاملو”

?GOD;HOW MANY OR HOW MUCH

به تعداد انسانهای روی زمین خدا وجود دارد.

پاورقی:کافر نیستم!!آخه هرکس برای خودش خدایی ساخته است!!

من گمشده

چه بی خیالم من!!
خودم رو گم کرده ام…
ولی نه دلهره ای!!
نه دویدنی…
حتی به کلانتری محله هم
خبری نداده ام!!!

پ نوشت:نکنه دیر شده!!نکنه باید برم پزشک قانونی و جسد روحمو شناسایی کنم؟!!

!!!Look at me

می‌بینی یا فقط نگاه می‌کنی؟!

مشق رؤیا

همیشه مشقامو به کندی می نوشتم!!


حالا هم رؤیاهامو به کندی طی می کنم!!

پانوشت:حتی اگر در جاده درستی قرار گرفته باشید،چنانچه همان جا بنشینید ماشینی شما را زیر خواهد گرفت.

.There is no thing to listening

کاش دنیا mute شود

یا من deaf شوم!!!!

دلتنگی

خاطراتم….

گاهی پر رنگند

و گاهی کمرنگ……

ولی تو هستی

بدون قید”هنوز”.

من مرگ را او خطاب می کنم!

الا کلنگ

تاب

و سرسره ای غافل

او تنها همبازی من است

حتی اگر پارک

از مردم جهان پر باشد.

***

ماه

و حتی خورشید

بی درنگ

_در آغوش او_

خاموش می شوند،

من

چگونه این همه سال

هنوز روشنم؟!

***

وقتی

شعری برای گفتن

و بختی برای شکفتن

نیست

دفترم را می بندم

و منتظر می شوم

یک بار دیگر

او مرا به خانه اش دعوت کند.

***

سید ضیاءالدین شفیعی

یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 23:16

« مطلب‌های قدیمی‌تر