رقص بر بام پریشانی


و اما سال 1386 خورشیدی …..

نوشته شده در وب نوشت سولماز با سولماز روی آوریل 10, 2008

و اما سال 1386 خورشیدی…..
خیلی زود گذشت…

باورم نمیشه داره تموم میشه.ولی سال خوبی بود،پر از تغییر ،تحول ،دلتنگی و شادی.من همیشه از عملی نشدن رؤیاهایم می نالم ولی خداییش امسال بعضی از اهداف و رؤیاهایم عملی شد.چیزهای زیادی یاد گرفتم، کمی بزرگ شدم اخه هنوز خیلی راه مونده تا بزرگی.

به خاطر کارم زندگی مجردی را تجربه کردم و هنوز هم ادامه داره…و زمانی که انسان تصمیم می گیره که یه جورایی مستقل زندگی کند،خواه-ناخواه باید دارای یه سری خصوصیات بشود،مثلاً اینکه شجاع باشد و به خودش تکیه کند تا دیگران.من نسبت به قبل ادم شجاعی شدم.قدر خانواده و شهرم را بیش از پیش دونستم.یاد گرفتم که خجالتی بودن و قورت دادن حرف فایده ای نداره.ریسک پذیر شدم و فهمیدم که گاهی برای لذت بردن از زندگی باید ریسک کرد.به این جمله هم ایمان اوردم”گذشت زمان خیلی چیزها را روشن می کند.” و اینکه ادم باید شکیبا باشد و به خودش و زمان مهلت بده.
از مرزهای زندگیم کمی خارج شدم و پی بردم که چقدر انسان و رفتارهایش غیر قابل پیش بینی هست.دوستان جدیدی پیدا کردم که هیچگاه فراموششان نخواهم کرد و صمیمیتی رخ داد.

همیشه ارزوی نوشتن داشتم و امسال جرئت نوشتن پیدا کردم و “رقص بر بام پریشانی” را بهانه ای برای نوشتن.

پی نوشت:حسابی به خدا تشکر بدهکارم!
پی نوشت:امیدوارم سال 1387بهتر از امسال باشد [برای همه].
پی نوشت:سال 1386خورشیدی برای شما-دوست عزیز- چطور بود؟

پاسخ دهید