رقص بر بام پریشانی


دوست دارم وجود داشته باشم…

نوشته شده در وب نوشت سولماز با سولماز روی جولای 21, 2008

چقدر دلم برای رقصیدن بر بام پریشانی تنگ شده بود، نمی دونم چرا با وب نوشتم اینقدر بی مهری کرده ام؟! یه نوع دلسردی، البته مدت زیادی هم رایانه ام مشکل فنی داشت و از دهکده جهانی دور بودم. ولی دوباره می خوام شروع کنم،اینبار جدی تر از قبل.این مدت که چیزی ننوشتم احساس می کنم ذهنم منجمد شده است. فرمانده مثل همیشه چه کولاکی کرده است؛ یه عالمه محصولهای جدید. کاش ذره ای از اراده و استقامت او در وجود من بود.


جوانان زیر سایه ی پرچم عنکبوتی!

نوشته شده در دسته‌بندی نشده با کاربر منقضی شده روی جولای 3, 2008

 

با درود به خوانندگان «رقص بر بام پریشانی» 

امروز وجود جامعه ی تحت تاثیر و نفوذ فرهنگ جمهوری اسلامی در ایران غیر قابل انکار است. افرادی که تحت نفوذ فرهنگ پوپولیستی و عوام فریبانه ی نظام جمهوری اسلامی قرار گرفته اند، قادر به تجزیه و تحلیل محیط پیرامون خود نیستند، پس آسان ترین راه را انتخاب می کنند؛ به جای هضم مسائل روز، آن ها را حذف می کنند. این رویکردی است که محصولات جمهوری اسلامی برای فرار از واقعیات اطراف خود آن را منتشر می کنند.

گروهی که از دانش کافی بی بهره اند عمدتاً «تئوری توطئه» را مطرح می کنند و چون قادر به هضم مسائل پیرامون خود نیستند، جملاتی را انتخاب می کنند که بیشتر شبیه به لطیفه های کوچه و بازار است! « این ها را انگلیسی ها آوردند! آن ها را آمریکایی ها بردند!»، «سیاست پدر و مادر ندارد!»، «تا بوده همین بوده!» و جملاتی دیگر که ما را یاد « چال میدون» و «راهبرد چرب چلوکباب» می اندازد! البته خسته نباشند چون واقعاً خیلی فکر می کنند تا یک جمله با مضامین مذکور به ذهنشان وارد شود!

گروهی در تلاشند که سیاست را از دانش بشر جدا کنند و آن را غیر دانشمندانه و ضد بشری عنوان کنند. محصولات عزیزی که خود را جای پدر بزرگ من جا می زنند و خود را کهنه کار و با تجربه می نامند. چرا که قادر به نوشتن حتی یک جمله هم نیستند! این روزها نصیحت پدرانه ی این عزیزان، تهدید آمیز هم شده! باز هم پروردگار جهانیان را سپاس که دستشان به ما نمی رسد و گرنه نسل ما را از روی زمین بر می داشتند.

من تصور می کنم جوانان زیر سایه ی پرچم عنکبوتی جمهوری اسلامی، این روزها خیلی در تنگنا هستند. آن ها قربانی خوش خدمتی پدرانشان به نظام جمهوری اسلامی هستند. عدم توانایی رقابت با ما در عرصه ی رسانه های اینترنتی، گسترش جبهه ی دموکراسی در درون ایران و حضور رسانه های فارسی زبان قدرمند جهان، باعث شده این عزیزان امروز دندان هایشان را از شدت خشم به هم بسایند!

شاید 400 میلیون دلار پول برای بی ثبات کردن نظام جمهوری اسلامی مبلغ کمی نباشد!