رقص بر بام پریشانی


کلمه؛اختراع انسان

نوشته شده در وب نوشت سولماز با سولماز روی اکتبر 31, 2008
وحشتناک ترین سلاح نابودگری که انسان اختراع  کند،کلمه است.
مشت و سلاحهای آتشین دست کم خونی بر جای می گذارند.
بمب ها خانه ها و خیابان ها را نابود می کنند.سم را می توان کشف کرد.
استاد می گوید:
کلمه می تواند نابود کند و هیچ اثری از خود به جا نگذارد.
بچه ها سال ها توسط والدین شان شرطی می شوند،از مردان با بدسگالی انتقاد می شود،زن ها مدام با کلمات شوهرانشان قتل عام می شوند.مؤمنان را کسانی که خود را مفسر آوای خداوند می دانند،از دین دور می کنند.
ببنید آیا از این اسلحه استفاده می کنید؟؟ببنید آیا دیگران در برابر شما از این اسلحه استفاده می کنند.و به هر حال مانع استفاده اش شوید.
“پائو لو کوئلیو”

من می خواهم برای آزادی کشورم مبارزه کنم.شما چطور؟؟

نوشته شده در وب نوشت سولماز با سولماز روی اکتبر 31, 2008

تا کی می خواهید سکوت کنید و خاموش بنشینید.این رژیم داره تلاش می کنه که کشور و هویت ملی را از ما بگیرد،باید با هم برخیزیم و مبارزه کنیم تا دیرتر از این نشده است.خوشبختانه ما برای مبارزه با این رژیم و تعالیم خرافاتیش سلاحهای زیادی داریم،فقط لازم نیست که اسلحه دست بگیریم و به انها شلیک کنیم بلکه یکی از مهمترین سلاحهای ما “آگاهی” است.آری،زمانی که مابه آگاهی برسیم دیگر این رژیم قادر نمی باشد ما را گمراه بسازد.سلاح بعدی “تفکٌر و آزاداندیشی” است.بیایید با هم فکر کنیم و بیاندیشیم که برای حفظ کشور و هویت ملی خودمان چه باید کنیم؟؟؟پس از رسیدن به آگاهی و اندیشه باید آگاهی خود را آشکار سازیم و اندیشه های خود را بیان کنیم تا وحشت و لرزه بر تن این رژیم بیاندازیم.و دیگری “علم و دانش” است،شاید به طور ظاهر تعداد دانشگاهها و دانشجویان زیاد شده باشد ولی روز به روز سطح علم و دانش واقعی رو به کاهش است،هدف دانشجویان از کسب علم به اخذ مدرک(بدون علم)تغییر کرده است.و یکی دیگر از این سلاحها “داشتن رفتار صحیح فردی و اجتماعی” می باشد یعنی اینکه ما به دام اعتیاد گرفتار نشویم و روزگارمان را در خماری نگذرانیم(که این رژیم هرکاری دلش خواست بکند).دچار فساد اخلاقی نشویم و اختیارمان را به دست هوس ندهیم.اعتیاد و فسادهای اخلاقی و اجتماعی،همه توطئه های رژیم هستند.شاید این رژیم(به اصطلاح اسلامی)دم از رعایت حجاب،گرایش به اسلام و اخلاق دینی بزند،ولی همه ی اینها شعارهای پوچ می باشد.چون یکی از آرزوهای رژیم این است که مشغله ی ذهنی مردم ایران چیزهایی غیر از آگاهی و اندیشه و آزادی و دموکراسی باشد.متأسفانه همانطور که اطلاع دارید تعداد زیادی از مردم دنبال نان شب،پر کردن جیبشان و آرایش مو و صورتشان هستند.به امید روزی که آزادی “ایران” را جشن بگیریم.

حاشیه:من معلم اخلاق نیستم.من یک ایرانی هستم که دلم برای کشورم می تپد و نگران سرنوشت ایران و مردمش هستم.

“پاینده باد ایران و ایرانی

جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 19:44

“جبران خلیل جبران و جان اف کندی”

نوشته شده در وب نوشت سولماز با سولماز روی اکتبر 31, 2008

“نپرسید کشورتان چه کاری برای شما میتواند بکند،بپرسید شما چه کاری می توانید برای کشورتان انجام بدهید.”

این سخنان بخشی ست از نطقی که” جان اف کندی “در مراسم تحلیف ریاست جمهوری ایالات متحده در سال۱۹۶۱ ایراد کرد،و سپس به اندازه ای شهرت یافت که امروز برخی از مردم امریکا آن را به صورت کتیبه به دیوار خانه ی خود می آویزند.اما حقیقت این است که این دو جمله نزدیک به پنجاه سال پیش تر در مقاله ای در یک روزنامه ی عربی چاپ لبنان آمده بود و نویسنده ی آن جوان گمنامی بود به نام “جبران خلیل جبران” که بعدها در امریکا به سبب نوشتن چند اثر شعرگونه و عرفان آمیز به زبان انگلیسی شهرت فراوان یافت.در آن جمله ای که از زبان “کندی” معروف شد خطاب نویسنده به جوانان آزادی خواه سرزمین های عربی است که در آن هنگام زیر فرمان امپراتوری عثمانی بودند و برای به دست آوردن استقلال تلاش می کردند.

حاشیه:دوستان عزیز،بیایید دست در دست هم دهیم و کشورمان را از چنگال این ملّاها رها سازیم.

دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 19:4

خدا حافظی «وب پدر» با ووردپرس!

نوشته شده در وب نوشت سولماز با سولماز روی اکتبر 16, 2008

وب پدر- یکی از نویسندگان سابق «رقص بر بام پریشانی» – گفت:

به دلیل تغییر سیاست های کاری، دیگر بر روی «رقص بر بام پریشانی» یا هر وب نوشت دیگری از سامانه ی «وردپرس» نمی نویسم! می توانید اطلاعات مرا به شکل موقت بر روی «مجموعه ی ادبی فرمانده» با نشانی www.Captainlc.com ببینید.

«رقص بر بام پریشانی» همون «رقص رو بوم پریشونی» است!

نوشته شده در دسته‌بندی نشده با کاربر منقضی شده روی اکتبر 10, 2008

اینجا یک وب نوشت خودمونی است پس نه جایی که نوشتارهای رسمی رو منتشر کنیم. هر چند که من اخیراً با نام این وب نوشت اشتراکی مشکل پیدا کردم و خواستم یک رایزنی مفید درباره ی نام این وب نوشت که لحظات ناامیدی بشر را به یادم میاره، با هم نویس گرامی، خانم سولماز داشته باشم و ایشون را مجاب به تغییر نام کنم!

الان مدتهاست که درگیر توسعه و دگرگونی های «سی سی جی» هستم! یک محصول پندار پراکنی که «سی سی جی دیدگاه» نام دارد رو طراحی و کدنویسی کردم. یک نسخه ی آزمایشی از «سی سی جی دیدگاه» الان در نشانی VP.ccgint.net موجود است. البته هنوز نسخه ی کامل رو منتشر نکردم! این محصول مستقل بخشی از خدمات حساب سی سی جی (MyCCG) است. به زودی آگهی های این محصول بر روی وبگاه های پربیننده قرار می گیره تا بتونه کاربرهای ایرانی رو به خودش جذب کنه! البته بودجه ی قابل توجهی برای  توسعه ی این محصول در نظر گرفته شده است. ضمناً برای دوستانی که در ایران با مشکل پالایه روبرو هستند، نگارش جدیدی از «سی سی جی وب بازکن» رو منتشر کردم.

امید داشتم که جدول برنامه های شبکه ی تلویزیونی MBC Persia از حالت تکرار خارج شود. اما ظاهراً مدیران این شبکه حتی حاضر نشدند وبگاه رسمی اون رو منتشر کنند. البته همونطور که خیلی از دوستان می دونند حتی mbcpersia.com وبگاه رسمی این شبکه نیست! بلکه آشی است که علیرضا امیرقاسمی در ایالت کالیفرنیا می پزه تا بازار خودش رو گرم تر کنه! با این حال منتظر آغاز به کار تلویزیون فارسی بی بی سی از پاییز امسال هستم.

تا نوشتار پسین، شاد و پیروز باشید.